بگذارید از 6 سال قبل شروع كنم ، زمانیكه رییس خوش برخورد اطلاعات و فرهنگ وقت مرحوم شادروان استاد فایق هروی در بستر بیماری بود ، با عده ای از دوستان قصد عیادت نمودیم ، شب هماهنگی كردیم تا فردا برویم ، فردا كاری پیش آمد ، شب دیگر هماهنگی كردیم ، باز كاری پیش آمد و خلاصه پس از یك هفته تنبلی و بهانه های مختلف قرار مان این شد كه فردا تحت هر عنوانی به عیادتش خواهیم رفت ،اول صبح حركت كردیم ، در خانه استاد رسیدیم ، گفتیم به عیادت استاد آمدیم ، اهل بیت فرمودند كه ایشان دیشب بدرود حیات گفتند ، این موضوع مرا وادار ساخت تا منبعد كار امروز را بدین راتی ها به فردا نیندازم .
چند روز قبل اطلاع یافتم كه استاد محمد رحیم خوشنواز ارباب رباب افغانستان بشدت بیمار اند ، باز قصد عیادت كردم ، گفتم بگذارید با عده ای از دوستان فرهنگی و خبرنگاران بصورت دستجمعی به عیادت ایشان برویم ، در فیس آگاهی دادم ، از طریق مسنجر نیز به همه دوستان خبر دادم و با تلفن نیز بااكثریت شان تماس گرفتم ، اكثریت مطلق از وضعیت پیش آمده برای استاد ابراز تاسف كردند و قول دادند كه به عیادت شان برویم وعده موعود فرا رسید ، به محلی كه برای تجمع وعده داده بودیم رسیدم ، غیر از دو نفر نفر از چهل و پنج نفری كه قول داده بودند دیگر كسی نیامد ،بعد یكی از دوستان قول داد كه فردا همه را جمع می كنیم ، فردا هم نشد و پس فردا استاد برای همیشه بدرود گفت و حتی من نیز قربانی این وعده خلافی های دوستان شدم
پس مرگ امان نمی دهد ،عموما واگذاری هر كاری برای فردا دیر است بگذارید این فاجعه بزرگ را برای همه تسلیت بگویم ، او پادشاه رباب شاید شرق میانه بود ، وقتی او می نواخت روح همه تغذیه می شد و عرافن و عشق درزیر پنجه های استاد به وجد می امد


به اجازه گر نيائي به مزار و خواهي امد ….
بنده با ایشان از طریق روزنامه اعتمادآشنا شدم.میدانم به سبب غرق شدن پسر و نیز مشکلات مادی حال و روز خوشی نداشته اند.به هر حال مرگ ایشان ضایعه ای است برای موسیقی شرقی ما.
محمود_مشهد
وحید عزیز سلام و محبت نثار ات!
آری عزیز! این دنیای فانی نام ها باقی میمانند و خوشا به حال استاد خوشنواز که وحید پیمان به مرگش غصه میخورد. کار های ادبی ات مورد پسند من است و پدر بزرگوار ات با داشتن فرزند فرهیخته اش خوشبخت ترین پدر هاست. میخواستم از تو خواهش کنم در صورت امکان از جوانان هنرمند هرات و فعالیت های ادبی شان بیشتر بنویس. قلم ات را تواناتر و دلت را شوریدتر میخواهم.
ضایعه هایی اینچنین در عالم هنر افغانستان از آن دست نیست که به چند و چندین سال آینده هم دلخوش کرد که بلکه جبران شود…خوش سلیقه های سختکوش هنر موسیقی در افغانستان به جریان زلال دیگری از زمان نیاز دارند تا باز بارور شوند…و اینک شاید بهترین کار ارج نهادن و ثبت و بسط واگویه ها و بازمانده های امثال استاد خوشنوازها باشد تا آنچه برجا گذاشته اند را هم از دست ندهیم…که روزگار در رسم بیوفایی اش خلف وعده ندارد…ناله های رباب ناله های دل من..ناله های دل تو…لحظه ای گوش بده …لحظه ای عشق بورز
امان از مرگ!
واقعا که اینطور است ، انسان نباید کار امروز را به فردا بگذارد و همه هم به اجازه و یا بی اجازه به مزار هم نخواهند آمد و البته فرد اینطور است که : به جنازه گر نیائی به مزار خواهی آمد. خداوند همه رفتگان را بیامرزد و به زندگان توفیق طاعت و خدمت به خلق را عنایت بفرماید.
salam Vahid jan!
az inke be fekr honarmandan in sarmayehaye vaghe’eeye keshvar hasti jaye masarto khoshhalist.
amma nemidanam chera maa adat darim barye kari ke khodeman nemikonim mardom ra khabar konim. agar kasani mesle man be didan marhoom ostad naraftand la’aghal farakhan ham nadand
shoma ke ham farakhan dade boodid va ham chenin tajrobeye talkhi az ostad Heravi dashtid chera eshtebahetan ra dobare tekrar kardid.
donbale didan ostad honarmand boodid ya donbal siyahiye lashkar?chera hatman bayad 45 nafar miboodid? magar 3 nafari ya hatta 1 nafari be didan kasi raftan che eshkali darad.
agar digaran nayamadand labod ehsase shomara nadshtand ya ghadre honarmandan keshvareshan ra nemidanestand vali shoma ke aamade boodid chera naraftid?
Mara bebakhshid Vahid jan, vali raftar shoma bishtar az ehteramo takrim honarmandan , no’ee tohin va tahghire inan mahsoob mishavad
dooste khobam agar mikhahim digaran tagheer konand avalin ghadam inast ke khodeman tagheer konim.
az vavila kardano , hame ra moghaser danestan kari dorost nemishavad.
movafaghiyatetan ra arezoomandm.
khoda konad ba”ese ranjeshetan nashode basham,.
مرگ چیز عادی است انسانها را از دانا و نادان ارباب و رعیت چاره دار و بیچاره همه در دورار حیات یک مراتبه حتماً آنرا چشیدنی است تا آنرا نچشد در نشاة دیگر راه برایش نیست بگذرید کسانی را که این جهان را ترک میکنند و جان را بر سر زندگی در میبازند بعوض خود صدای رساتری را جاه گذارند تا گلو گاه زندگی خفه نگردد . جاودان باد آن نفیر ها و آواهایی که بمردم عمر و صفا می بخشد. پدرود